برگی از نهج البلاغه ؛ ترس از خدا شما را به راه سعادت در می آورد
تهران _ حیات
حضرت علی (ع) در خطبه 186 نهج البلاغه می فرماید: بندگان خدا شما را سفارش می کنم به ترس از خدا. ترس از خدا مهاری است که شما را به راه سعادت درآرد و در طریق بندگی برپا دارد.* خطبه 186 -در ستایش خدا و پیامبر سپاس خدای را که نشانه های سلطنت و بزرگی و عظمت خود را چنان هویدا کرد که دیده ها را از شگفتی قدرتش به حیرت آورده و اندیشه ها را از خاطرها براند، تا خود را به شناخت کنه صفتش نتواند رساند و گواهی می دهم که جز خدای یکتا خدایی نیست، گواهی برخاسته از ایمان، بی هیچ گمان و از روی اخلاص و پذیرفتن فرمان و گواهی می دهم که محمد (ص) بنده او و فرستاده اوست. او را هنگامی فرستاد که نشانه های رستگاری پنهان بود و راه های دین نهان. پس حق را آشکار نمود و مردم را نصیحت فرمود و راه راست را نشان داد و به میانه روی فرمان داد. درود خدا بر او و خاندان او باد. و بندگان خدا بدانید که خدا شما را بیهوده نیافرید و بی سرپرستتان نداشت و به خودتان وانگذاشت.دانست نعمتش بر شما تا چه مقدار است و نیکویی اش درباره تان در چه شمار است. پس پیروزی را از او بجویید و برای رسیدن به رستگاری، راه او را بپویید. از او بخواهید و عطای او را درخواست نمایید که نه پرده ای میان شما و او آویخته است و نه دری به رویتان بسته و نه رشته پیوندتان گسسته. او در هر جاست و در هر زمان و با آدمیان است و با پریان. بخشیدن در گنج او رخنه نیفکند و عطا کردن از خزانه اش کم نکند. هیچ خواهنده نتواند سرمایه او را به پایان رساند. و هر چه عطا گیرنده فراوان نعمت او بیشتر ریزان کس مانع او نشود که به دیگری پردازد و آوازی او را از آواز دیگر مشغول نسازد. نه بخشیدن بر کسی وی را مانع گرفتن نعمت دیگری شود، و نه خشم گرفتن بر یکی از رحمت آوردن بر دیگری مشغولش گرداند و نه آمرزش یکی سبب شود تا دیگری را به کیفر نرساند، نهانی ها آشکارها را بر او نپوشاند و آنچه عیان است او را از آنچه نهان است جدا نگرداند. نزدیک است و دور از دسترس، بالاست و با همه کس. آشکار است و نهان و پنهان است و عیان. حساب همه با اوست نه حساب او با دیگران. آفریدگان را پدید نیاورد از روی اندیشه و فکرت و از آنان یاری نخواست به خاطر رنج و ملالت. بندگان خدا شما را سفارش می کنم به ترس از خدا. ترس از خدا مهاری است که شما را به راه سعادت درآرد و در طریق بندگی برپا دارد. پس خود را با رشته های استوار آن نگاه دارید و به حقیقت های آن چنگ درآرید، تا شما را به زندگی خوشی که نهان است رساند، و به اقامتگاه های فراخ کشاند و به پناهگاه های استوار و منزلگاه های پر عزت و اعتبار در روزی که دیده ها باز مانده است و همه جا تار و رمه های اشتر بی نگاهدار و در صور دمند و هر جانی برآید از تن و هر زبانی لال شود از گفتن و کوه های سرکشیده در هم شود و با زمین هموار و در هم شکند سنگ های سخت و استوار. چنانکه سنگ سخت آن سرابی را ماند لرزان و سنگستان ها زمینی هموار، نه پستی و نه بلندی در آن. پس نه شفیعی که شفاعت کند، نه دوستی که بلا بگرداند و نه پوزش خواستن سود دهد.
پایان پیام